ياكوب ادوارد پولاك ( مترجم : كيكاووس جهان دارى )

468

سفرنامه پولاك ( ايران و ايرانيان ) ( فارسى )

معدودى از آن در قبرس و سرزمين مصر مثلا در كاريوم « 19 » ، قاهره و حتى در سوئز پيگيرى شده است . مواردى از آنكه در تهران ديدم نادر نبود ولى از همه بيشتر اين بيمارى در شهرهاى قم ، كاشان و اصفهان شيوع دارد . در اين‌باره معمولا مىگويند كه : « دختران اصفهانى را فقط بايد از نيمرخ تماشا كرد . » از اصفهان به بعد در جهت جنوب مثلا در قمشه و شيراز قدم بقدم ميزان شيوع آن نقصان مىيابد ؛ در آذربايجان و مناطق ساحلى درياى خزر ديگر به كلى اثرى از آن ديده نمىشود . در سرزمينهاى هموار حتى در روستا - هائى كه مجاور شهرهاى آلوده به اين بيمارى قرار گرفته‌اند بندرت مبتلايان به اين بيمارى ديده مىشوند . در روسيه هم من گاه و بيگاه به صورت پراكنده با اين بيمارى در ماوراى قفقاز ، در شهر گنجه ( اليزابتوپول ) برخورده‌ام ولى گويا در باكو هم از اين بيمارى وجود داشته باشد . اين قرحه بيشتر در اطراف استخوان گونه ، گوشه‌هاى خارجى چشم ، پلك زيرين ، روى لپ ، نوك بينى ، و كمتر بر روى استخوان بينى ، پيشانى ، پلك فوقانى ، لالهء گوش و لبها ظاهر مىشود . هرگز در محل روئيدن ريش و قسمتهائى از سر كه بر آن موى روئيده باشد ديده نشده است . بندرت بر روى دستها و پاهاى مردم بومى ظاهر مىگردد و برعكس ، غريبان و مهاجران را در اين ناحيه‌ها و بخصوص در قسمت پاها مورد حمله قرار مىدهد و اين مطلبى است كه من خود شاهد بوده‌ام و مشاهداتم با پروفسور ريگلر نيز كاملا هماهنگ است . سالك به غشاء مخاطى زيانى نمىرساند ؛ به اين طريق مىبينيم كه تكمه‌هاى روى پلك در زاويهء داخل چشم و حتى در مواردى كه به علت ورم پلك ، چشم چند هفته بايد بسته بماند ، هيچ به غده‌هاى اشك صدمه‌اى نمىرساند . من دوبار اين تكمه‌ها را بر گلو و استثنائا بر شكم ، يك بار بر كاسهء زانو ، چندين بار بر پشت دست و روى پا ديده‌ام اما با هيچ موردى از آن بر كف دست ، كف پا ، بين انگشتان دست و پا ، بر پشت و بر آلت تناسلى برنخورده‌ام . بيشتر بچه‌هاى بين يك تا هفت ساله بدان دچار مىشوند ، اهالى بومى بالغ كمتر مبتلا مىگردند ، يا در برابر آن مقاومت دارند و يا اين بيمارى را در دورهء طفوليت از سر گذرانده‌اند . اما چون ابتلا به بيمارى در طفوليت در مورد بيگانگان مصداق ندارد پس در هر سن و سالى در معرض آن خطر هستند و در سالهاى كاملا مختلفى پس از ورودشان به مملكت به اين بيمارى گرفتار مىشوند . سروان گوموئنس اتريشى در دومين سال اقامتش در كشور در استخوان ساق ، خود من در هفتمين سال در قسمت داخل زانو ، ريشار فرانسوى در پانزدهمين سال ، تامسون انگليسى در هجدهمين سال در بازگشت از سفرش از بغداد ، سكولوفسكى لهستانى در بيستمين سال اقامت ، همه به اين بيمارى دچار شديم . ولى روىهم‌رفته اين‌طور به نظر مىآيد كه اروپائيها كمتر از اهالى بومى آمادگى ابتلا به سالك را دارند بخصوص اگر با محليها زياد در

--> ( 19 ) . Karium